سئوالات رایج پس از ازدواج

پرسش: با سلام خانومی 28 ساله هستم یک سال هست ازدواج کردم اما به زندگی و همسرم سرد شدم او مدام مرا جلوی دیگران تحقیر میکند سرم داد میزند و اظهار میکند حرف اول و آخر با اوست به جای گذراندن روزهای تعطیل با من در کنار پدرش هست  بی توجه ای وی به من و شخصیتم مرا نسبت به زندگی سرد کرده است .
اصلا راضی نمیشود پیش مشاور بریم و مشکلاتمونو حل کنیم. شما بگویید چه کنم؟

پاسخ(خانم بهروش)معيار هاي انتخاب همسرتان را يكبار چك كنيد، چه ويژگي ها و رفتارهايي از همسرتان در زمان انتخاب وجود داشت كه مورد تأييد شما بود كه با توجه به آنها ايشون را انتخاب كرديد، همچنين مؤلفه هاي انتخابي ايشان را چه شيفتگي و جذابيتي در شما آن زمان ديده شد ه كه مورد انتخاب قرار گرفتيد، . يكي از دلايل سرد شدن در زندگي زناشويي، عدم پيگيري معيار هاي اوليه است. بي توجهي به مؤلفه هاي مثبت و رفتار هاي مناسب يكديگر است. روزانه نياز هست كه زمان هاي زيادي را با هم بگذرانيد. در اين زمينه با هم صحبت كنيد. توجه بيشتري به همسرتان داشته باشيد: به توانمندي هایش، به رفتارهاي خوبش و تأييد آنها وهم توجه به خواسته ها و نياز هاي خودتان،و بيان احساس نسبت به موقعيت هايي كه همسرتان ايجاد كردند. ابراز نظر در مورد برنامه هايي كه در زندگي داريد. معمولا آقايون براي بيان رفتارها و اشتباهات زندگيشان به مشاور ان مقاومت دارند. با احساس امنيت دادن به آنها نسبت به رازداري در مشاوره و اعتماد سازي نسبت به بهبود مسائل براي مشاوره حاضر مي شوند.

**********************

پرسش: 4 ساله ازدواج کردم و تقریبا 2 ساله با همسرم به مشکلاتی برخوردم.از جمله اینکه ایشون به تازگی توجهشون نسبت به من کم شده،پرخاشگر شدن و تا هر حرفی میزنم از انتقاد در مورد شیوه رانندگی گرفته تا هر مسئله کوچک یا بزرگ دیگه ، فوری از کوره در میره و به من اجازه صحبت نمیده.
با این شرایط منم بخاطر اینکه دعوا و مشاجره پیش نیاد از گفتن خیلی از مسائل آزار دهنده خودداری میکنم.
تا جاییکه به شدت برای چند روز غمگین و افسرده میشم. بارها وقتی حالش خوب بوده بهش گفتم چرا این برخوردو میکنه بعضی وقتا قبول کرده و در اکثر مواقع هم نه سوالم اینه که من چطور میتونم با همسرم برخورد کنم؟ زندگی پره از مسائلی که مطرح کردن و یا شنیدنش ممکنه برای هر دومون خوشایند نباشه اما نمیشه ازشون فرار کرد یا نادیده شون گرفت!!!لطفا راهنماییم کنید.ممنون

پاسخ(خانم بهروش) : معمولا در سال هاي أوليه ازدواج ، روابط نياز به بازبيني دارد تا به مرحله اي از ثبات برسد، گفتگوهايي كه در طول هفته داريد ، به چه ميزان به نقد، نظر يا تأييد ميرود. هر كدام بايد در موقعيت مناسب خودش قرار گيرد تا رابطه دوام پيدا كند . غمگيني و افسردگي به سبك زندگي شما بستگي دارد، مسائل و مشكلات زندگي و صحبت در مورد آنها هميشگي است، اما رابطه و نگهداري آن در هر مرحله رسيدگي خاص خود را ميخواهد، پس مشكلات هميشه در اولويت نيستند. اينكه اگر ميزان توجه و تأييد و نقد و نظر مطلوب به اندازه و متناسب با رفتار همسرتان باشد، رابطه حفظ خواهد شد. تا جاييكه. شرايط زندگي به شما اجازه دهد، به خودتان توجه بدهيد، علايقتان را زندگي كنيد تا در رابطه زناشويي هم مورد توجه قرار گيريد و خلقيات و علايق همسرتان را بشناسيد. 

**********************

 

پرسش: زنی 38 ساله هستم، حدود 10 سال پیش ازدواج کرده ام. همسرم مرد خوبی است و با خودش مشکلی ندارم. تنها موضوع بحث ما در این مدت رفتار مادرش بوده است. مادر همسرم از اول ازدواج در زندگی ما دخالت می کرد و متاسفانه زبان تلخ و گزنده ای دارد.وقتی با همسرم در این مورد درد دل می کنم او همیشه طرف مادرش را می گیرد و به من می گوید ماردم پیر است، تو باید مدارایش را بکنی. من هم سعی می کردم این کار را انجام دهم، اما دیگر صبرم تمام شده، لطفا بگویید چطور با همسرم صحبت کنم که رویش تاثیر بگذارد.

پاسخ (خانم دکتر قربانی):  شما می توانید در زمان هایی که همسرتان حالش خوب است و با هم دعوایتان نشده است، با مهربانی و محبت از او بخواهید که اینقدر طرف مادرش را نگیرد. درست است که مادرش پیر است، اما قرار نیست هرجور که دلش می خواهد رفتار کند. در روز تولد همسرتان علاوه بر هدیه معمول، کتابی درباره تفاوت های زنان و مردان به او هدیه دهید و مقرر کنید که روزی 5 صفحه از آن را با هم بخوانید .هم یک فعالیت فرح بخش  است و هم بهانه ای برای یادگیری تفاوت های زنان و مردان فراهم می آورد. هم در آن زمان می توانید درباره موضوعات مختلف خانوادگی حرف بزنید و هم شما را از لحاظ عاطفی و احساسی نزدیک تر می کند . دوم آنکه رفت و آمد به خانه مادر شوهرتان  را کمتر کنید. بگذارید همسرتان خودش به خانه مادرش برود و سر بزند. شما کمتر بروید. مثلا از هر 3 بار یک بار شما بروید، 2 بار خودش تنها برود. آنجا هم تلاش کنید خیلی با ایشان همکلام نشوید.  مثلا می توانید زمانی به خانه آنها بروید که از قبل می دانید یک سریال تلویزیونی پخش می شود. آنجا همراه با آنها سریال را نگاه کنید تا فرصت کمتری برای حرف زدن و متلک گفتن باقی بماند. اگر هم پرسیدند که چرا کمتر می آیی بهانه ای جور کنید که مثلا باید به درس و مشق بچه ها برسم و ...

**********************

پرسش: خانمی هستم 40 ساله و دارای فرزند دختر 13 ساله هستم. من تقریبا از شش سال پیش به همسرم مشکوک شدم درخصوص رابطه با دختری داشتن و لی به رویم نیاوردم وقتی بطور کامل مطمئن شدم وازش خواستم جواب دهد که این شخص کیست ابتدا حاشا کرد و اظهار داشت با من نیست ولی بعد از رو شدن دستش خلاصه به طریقی منو پیچوند و منم هم گذشت کردم او اظهار میداشت رابطه کاری بود ولی رابطه فراتر از این حرفا بود زیرا بعدا فهمیدم کادویی که به خانه اورد و گفت خودش خریده در روز ولنتاین را ان شخص داده ولی بعنوان کادوی تولد دخترش اورد که تقریبا دو روز بعد آن بود وگذشت تا بعدها باز فهمیدم با کسی دارد ارتباط برقرارمیکند موبایلش را چک میکردم وبا طرف صحبت کردم و قرارش را متوجه شدم و به چشم خودم دیدم که طرف سوار ماشینش شد بار حاشا کرد و هرسری من بخاطر زندگیم از دروغش میگذشتم تا شش ماه پیش باز میخواست با منشی اش رابطه داشته باشد ولی از شانس خوب من طرف اهل این برنامه ها نبود و اخراجش کرد و باز تازگی قضیه شش ماه پیش تکرار شد تور خدا من با تمام کارهای این مرد چه کنم باز حاشا - تمام پیامک ها برایم مستند است ولی زیرش میزند ولی من باهاش قهر کردم ابرویش را حفظ کردم به کسی این ماجرا را نگفتم راهنمایی کنید مرا

پاسخ (خانم دکتر قربانی):  با عرض سلام و روزبخیر خدمت شما خواننده گرامی. با توجه به نوشته های شما به نظر می رسد که ایجاد رابطه خارج از چهارچوب خانواده برای همسر شما به امری عادی تبدیل شده است. در چنین موقعیت هایی بهتر است که فرد مقابل (یعنی شما) با همسر صحبت کرده و دلایل کار وی را جویا شوید. ممکن است کاستی ای در زندگی خانوادگی شما وجود داشته باشد که همسرتان برای پرکردن آن به این روابط روی آورده باشد. البته باید متذکر شوم، که ایجاد رابطه خارج از چهارچوب خانواده نه تنها مشکلی را حل نمی کند، بلکه بر وخامت اوضاع می افزاید. اما ممکن است همسرتان به غلط به این موضوع به عنوان راه چاره نگاه کرده باشد. در صورتیکه همسرتان از صحبت در این باره امتناع می کند، می توانید از کمک یک فرد متخصص بهره مند شوید. نکته ای که باید به خاطر بسپارید اینست که  به هیچ وجه همسرتان را تهدید به انجام کاری که قصد انجامش را ندارید، نکنید. برای مثال اگر قصد جدایی ندارید به همسرتان نگویید اگر یک بار دیگر چنین رفتاری از تو ببینم، طلاق می گیرم. چون در این حالت به طور غیر مستقیم این پیام را منتقل می کنید که : تو هر کاری که دلت می خواهد بکن، مطمئن باش من هیچ اقدام موثری انجام نخواهم داد. 

**********************

پرسش: همکاران گرامی سلام. میخواستم بدانم با مردی که چند بار است که متوجه شدم با دخترانی در بیرون قصد دوستی داشته و بعد از اطمینان بهش گفتم ولی حاشا میکند چطور باید زنگی کرد ؟ هر سری که با دختران حتی صحبت میکردم میفهمیدند متاهل است ولش میکردند . به اعضی خودش را مجرد جا میزد و پولدار . حتی یک نفرهماهنگی من سوار ماشینش شد با به دروغ گفت که او را برای چیز دیگر برده بود حاشا. هر سری . ولی باز ادامه دارد .....مانده ام در این زندگی میشود مرا راهنمایی کنید

پاسخ (خانم دکتر قربانی):  سلام با توجه به مشابه بودن سوال شما با خواننده قبلی پاسخ سوال ایشان درباره پرسش هم صدق می کند. بنابراین همانطور که پیشتر ذکر شد  در چنین موقعیت هایی بهتر است که فرد مقابل (یعنی شما) با همسر صحبت کرده و دلایل کار وی را جویا شوید. ممکن است کاستی ای در زندگی خانوادگی شما وجود داشته باشد که همسرتان برای پرکردن آن به این روابط روی آورده باشد. البته باید متذکر شوم، که ایجاد رابطه خارج از چهارچوب خانواده نه تنها مشکلی را حل نمی کند، بلکه بر وخامت اوضاع می افزاید. اما ممکن است همسرتان به غلط به این موضوع به عنوان راه چاره نگاه کرده باشد. در صورتیکه همسرتان از صحبت در این باره امتناع می کند، می توانید از کمک یک فرد متخصص بهره مند شوید. نکته ای که باید به خاطر بسپارید اینست که  به هیچ وجه همسرتان را تهدید به انجام کاری که قصد انجامش را ندارید، نکنید. برای مثال اگر قصد جدایی ندارید به همسرتان نگویید اگر یک بار دیگر چنین رفتاری از تو ببینم، طلاق می گیرم. چون در این حالت به طور غیر مستقیم این پیام را منتقل می کنید که : تو هر کاری که دلت می خواهد بکن، مطمئن باش من هیچ اقدام موثری انجام نخواهم داد.