آموزش مهارت های زناشویی «ارتباط سالم»

آموزش مهارت های زناشویی «ارتباط سالم»

لیدا شام را آماده کرده بود و از ساعت 8 با نگرانی به ساعت نگاه می کرد، وقتی فرید بعد از یک ساعت و ربع تاخیر در را باز کرد و با بی خیالی گفت که "من آمده ام" لیدا با خشم شدید و داد و بیداد گفت: "تا حالا کدام جهنمی بودی" و با تندی ادامه داد، "شام به کلی خراب شد". فرید با سردی گفت: "دوباره شروع نکن" لیدا با طعنه حرف فرید را تکرار کرد "دوباره شروع نکن" و سپس فریاد زد "شاید به جای شروع کردن این بار باید با تو تمام کنم". فرید جوش آورد و گفت: "خوب هر کاری دوست داری بکن، زندگی بدون زخم زبانهای دائمی تو، راحت تر است". لیدا با جیغ و داد گفت: "احمق". فرید فریاد زد "از جلوی چشمم دور شو آشغال". در حالی که فرید با قیافه عبوس روزنامه اش را ورق می زد، لیدا به اتاق خواب رفت و در را کوبید.

این نوع مراوده ها واقعاً آزاردهنده هستند، اما فقط داد و فریاد نیست که به رابطه شما صدمه می زند. بلکه طعنه زدن، تحقیر کردن، ناسزا گفتن و زبان بدنی خصمانه، دست های گره خورده و دندان های به هم فشرده هستند که رابطه را مخدوش می کنند. بعد از این گونه تعاملات، شما احساس بیگانگی بیشتری می کنید و خشم، ناراحتی و نا امیدی تان بیشتر می شود.

ارتباط ناسالم و تحقیر آمیز بین زوج ها، عزت نفس هر دوی آنها را تخریب می کند و حل مسئله دوجانبه را تقریباً نا ممکن می سازد. از طرف دیگر ارتباط سالم از عزت نفس افراد محافظت نموده و فضای امنی را برای حل و فصل مسائل بوجود می آورد.

ارتباط سالم به معنای پذیرفتن مسئولیت پیامد چیزی است که می گویید.

ارتباط سالم بدان معناست که صادق بودن بهتر از دروغ گفتن و بیان نصف حقایق است؛ بیان کامل واقعیت، بهتر از ناگفته گذاشتن قسمت های مهم ارتباط است؛ و از همه مهمتر این که حمایت گر بودن است که باعث تقویت صمیمیت و درک متقابل می شود، نه گرفتن موضع دفاعی و فاصله گیری.

اصول ده گانه ی ارتباط سالم

1- از به کار بردن کلمات قضاوت آمیز و اصطلاحات دو پهلو خودداری کنید. این ها کلمات تند و تیزی هستند، کلماتی که حاکی از معیوب بودن همسرتان است. کلماتی مانند "عدم تلاش کامل... رفتار بچه گانه... عدم همکاری... سبک رفتار خودخواهانه... رفتار کردن مانند درمانده... مثل همیشه بی فکر... یک شکست کامل..."، این عبارات احساس ارزشمندی فرد را مورد حمله قرار داده و به آن لطمه می زنند. بنابراین در رابطه بین زن و شوهر های صمیمی جایی ندارد.

2- از برچسب زدن کلی بپرهیزید. برچسب زدن های کلی در واقع زیر سوال بردن هویت کلی همسرتان است. او «کودن، دیوانه، خودخواه، تنبل، بی مصرف، بدکار، بدجنس، شیطان و خنگ» است. توجه داشته باشید این نوع برچسب زدن ها نه رفتار همسرتان بلکه کل شخصیت او را زیر سوال می برند؛ و حاکی از این پیام هستند که همسرتان بد است. نه فقط در این موقعیت بلکه همیشه. هنگامی که برچسب های کلی را بر فرد می زنید، هم چون تنبیه مناسب، درست و منصفانه به نظر می رسند. اما نتیجه از بین رفتن اعتماد، صمیمیت و نزدیکی است.

3- از پیام های «تو» که سرزنشگر و اتهام آمیز است، پرهیز کنید. «تو هیچ وقت به موقع به خانه نمی آیی... تو هیچ وقت با من به جایی نمی روی... تو در همه کارها مرا تنها می گذاری... تو هرگز از من نمی پرسی که چه می خواهم... تو به کارت بیشتر از من علاقه داری». جوهره ی اصلی پیام «تو» به طور ساده این است: «من ناراحت هستم و تو باعث آن هستی». و معمولاً معنای ضمنی پیام «تو» این است که: «تو بد و خطاکار هستی، که این کار را با من کردی». ببینید که چگونه پیام «تو» نقطه مقابل پیام «من» است:

پیام «تو»: تو همیشه با دیر آمدن به خانه بعد از ظهر ما را خراب می کنی.

پیام «من»: وقتی تو دیر به خانه می آیی، من به خاطر این که نمی توانم بعد از ظهر را با تو باشم، احساس غمگینی می کنم.

پیام «تو»: وقتی کاری هست برای انجام دادن تو هیچ وقت این جا نیستی.

پیام «من»: من وقتی به تنهایی به خرید می روم، احساس خستگی و ناراحتی می کنم.

4- از پرداختن به گذشته خیلی دور پرهیز کنید. ارتباط سالم بر موضوع کنونی متمرکز است، ولی ارتباط ناسالم بیشتر به مسائل گذشته می پردازد. «تو هفته قبل و یک ماه قبل در خانه فریبا هم این کار را با من کردی، همچنین موقع تحویل سال جدید نیز همین کار احمقانه را انجام دادی». پیام این است: «تو بدی، تو همیشه این عیب را داشتی و اصلاً بهتر نمی شوی». قاعده کلی که باید از آن پیروی کنید این است: وقتی عصبانی هستید هرگز مسائل گذشته دور را مطرح نکنید. چون عصبانیت بیشتر از آن که به روشن سازی مسائل کمک کند، شما را به مسائل گذشته معطوف می سازد.

5- از مقایسه منفی خود داری کنید. ارتباط سالم باعث می شود همسرتان درباره ی خودش احساس بدی نداشته باشد. هدف ارتباط سالم، کمک کردن به همدیگر است نه صدمه زدن. این نوع ارتباط بیشتر بر حل و فصل مسائل تاکید دارد نه بر طرد کردن. مقایسه های منفی هرگز چیزی را حل نمی کنند. چون کارکرد اصلی آن ها تنبیه و حمله است.

6- از تهدید کردن بپرهیزید. پیام اساسی در تهدید این است: تو بد هستی و من می خواهم تو را تنبیه کنم. «اگر به خانه خواهرت بروی، انتظار نداشته باش که وقتی بر گشتی مرا اینجا ببینی...» «اگر تو نمی توانی یک تفریح ساده با من داشته باشی افراد زیادی را می شناسم که می توانند این کار را بکنند».  پیام «تو بدی هستی» به اندازه کافی دردناک است، اما قصد عمدی برای صدمه زدن، به مراتب برای رابطه شما مخرب تر است.

7- به جای حمله کردن با احساساتتان، آن ها را توصیف کنید. وقتی احساساتتان را توصیف می کنید از کلمات تصریح کننده برای قابل فهم کردن آن احساسات، استفاده کنید. «من ناراحت و غمگین هستم... من دوست دارم با بیشتر صمیمی شوم.... من بیشتر احساس ناراحتی و انزوا می کنم.... من بهت زده و دست پاچه هستم.» به خاطر داشته باشید که توصیف هیجان، مستقیماً آن را مشخص می کند. حمله کردن با احساسات خود به معنای استفاده از عواطف خود به عنوان سلاح است. صدایتان بلند، خشن، ترسناک، خصمانه، زننده یا نیش دار می شود. وقتی ارتباط سالم برقرار می کنید، صدایتان را از نظر بلندی و آهنگ در حد نرمال نگه دارید. در نتیجه همسرتان می تواند آنچه را که شما احساس می کنید، بدون سراسیمه شدن یا بهت زده شدن در اثر آن بشنود.

8- زبان بدن باز و پذیرنده داشته باشید. بدن شما می گوید که چقدر با آغوش باز مایل به برقراری ارتباط هستید. وقتی لبهایتان را می گزید، دندانهایتان را محکم به هم می فشارید، اخم می کنید، چپ چپ نگاه می کنید یا با حالت شک و تردیدیا تنفر نگاه می کنید، بدن شما باصدای بلند و واضح می گوید که شما نمی خواهید ارتباط برقرار کنید. هم چنین زمانی که بازوهایتان را به هم گره می زنید، یا وقتی که به سمت عقب خم می شوید یا با انگشت اتهام اشاره می کنید، در واقع مانع برقراری ارتباطمی شوید. اگر می خواهید بدنتان برای برقراری ارتباط حالتی پذیرا داشته باشد، تماس چشمی خوبی برقرار کنید و هنگام گوش دادن سرتان را به نشانه همدلی تکان دهید، اگر نشسته اید اندکی به جلو خم شوید و صورتتان را به حالت آزاد و آرام نگه دارید.

9- از پیام کامل استفاده کنید. پیام های کامل  شامل مشاهدات، افکار، احساسات و نیازها  یا خواسته ها می باشند.

مشاهدات، اظهارات عینی درباره یک موقعیت هستند که خنثی، بدون قضاوت و استنباط هستند.

افکار بیانگر حقیت مطلق نیستند، بلکه فرضیه شخصی و درک شما از یک موقعیت هستند. عبارت «تو بیشتر وقت خود را صرف کار می کنی» روش مناسبی برای بیان افکار در یک پیام کامل نیست. چون این عبارت، عقیده شما را به یک حقیقت مطلق تبدیل کرده است. «من احساس می کنم لازم است وقت بیشتری را در خانه بگذاری». در این جا گوینده مسئولیت عقیده خود را به عهده می گیرد و سعی نمی کند مسئولیت را به گردن دیگری بیاندازد.

بخش احساسات پیام کامل اغلب مهم ترین عنصر پیام است، بویژه در بین زوج های صمیمی. در روابط صمیمی احساسات نباید سرزنش آمیز باشند، آنها توصیف های ساده ای از حالت هیجانی شما هستند.

بخش چهارم یک پیام کامل خواسته ها و نیاز های شما هستند. تا زمانی که شما نگویید هیچ کس نمی تواند بفهمد که شما چه چیزی می خواهید، بنابراین بیان صریح خواسته هایتان خیلی مهم است. حتی نزدیک ترین افراد به شما نیز صرف نظر از اینکه چقدر شما را دوست دارند، نمی توانند ذهن شما را بخوانند.

ارتباطات مهم شما با همسرتان همیشه باید به صورت پیام های کاملی باشد که به روشنی مشاهدات، دیدگاه ها، احساسات و خواسته های شما را متمایز می سازد. حذف یکی از این عناصر اصلی، منجر به پیام ناقص می شود. وقتی از لحاظ هیجانی خیلی چیزها مبهم است و شما نیاز به درک شدن دارید، ارسال پیام ناقص خطرناک است.

10- از پیام روشن استفاده کنید. پیام های روشن، مشاهدات، عقاید، احساسات و خواسته ها را از هم تفکیک می کنند. پیام های آلوده برای ایجاد آسیب و اغتشاش یا این اجزا را در هم می آمیزند و یا آنها را به غلط نام گذاری می کنند. خانمی که سر میز شام به کنایه به همسرش می گوید: «تو مثل همیشه پر حرف هستی» ممکن است که وانمود کند که اظهار نظر او یک مشاهده ساده است. اما مشاهده با افکار داورانه، احساسات و خواسته ها آلوده شده است. یک اظهار نظر مناسب تر شامل هر چهار مولفه اصلی پیام کامل خواهد بود: «می بینم که امشب خیلی ساکت هستی (مشاهده). این سکوت تو باعث می شود که فکر کنم به من علاقه نداری (فکر)، و در نتیجه احساس ناراحتی و کمی خشم می کنم (احساس). من واقعاً دوست دارم بیشتر با من حرف بزنی (خواسته)».

پیام های آلوده موجب احساس بیگانگی و دوری می شوند. یکی از روش هایی متداولی که برای آلوده کردن پیام هایتان استفاده می کنید، پنهان کردن آن در قالب یک سوال، به ویژه سوال «چرا» است. سوال «چرا این طور نگاه می کنی؟» ممکن است به عنوان درخواست ساده ای برای دریافت اطلاعات عنوان شود. اما می توان آن را به صورت دقیق تر به عنوان یک فکر داورانه («تو نباید این طور نگاه کنی») یا به عنوان یک احساس («من دوست ندارم به من این طور نگاه کنی») توصیف کرد. سوال «چرا هیچ وقت لباس های خود را مرتب نمی کنی؟» واضح است که یک درخواست ساده برای کسب اطلاعات نیست. می توان آن را به طور مناسب تر، با استفاده از عناصر چهارگانه پیام کامل بیان کرد: «وقتی لباس هایت را در می آوری، معمولاً آن ها را روی زمین می اندازی (مشاهده). این کار باعث می شود که من فکر کنم تو می خواهی من آن را از روی زمین بردارم (فکر). در نتیجه احساس می کنم که تو قدر زحمات مرا نمی دانی (احساس). من می خواهم در مورد انتظاراتمان در باره کارهای خانه باهم صحبت کنیم (خواسته)».

منبع: برگرفته از کتاب مهارت های زندگی زناشویی نوشته مک کی، فنینگ و پالگ. ترجمه محمدخانی و عابدی. انشارات ورای دانش.چاپ سوم.1392.

تهیه و تنظیم : محمود خزاعی