آن روز شگفت انگیز؛ اولین روز من با حجاب

آن روز شگفت انگیز؛ اولین روز من با حجاب

چرا تصمیم گرفتید که حجاب داشته باشید؟ شما به نظر زنی کاملا آزاد و غیر سنتی می آیید، خانواده شما آزاد اندیشند، شما تحصیل کرده هستید و شاغلید، با این همه چرا این نوع شیوه محدود کننده لباس پوشیدن را انتخاب میکنید؟

آیا دلیلی که به خاطر آن اینگونه لباس میپوشید ارزش این را دارد که تا این حد متفاوت باشید؟

این سوالات که اغلب زنان با حجاب با آن مواجه میشوند، مرا به گذشته میبرند، به مسیری که بسیاری از زنان مسلمان از آن عبور کرده اند. مسیری که به شما قدرت میدهد تا راه حیا، وقار و متانت را در پیش گیرید. نوعی پوشش که زنان با ایمان برای خشنود ساختن و رضایت خالقشان آن را میپذیرند و باور دارند که این بهترین نوع پوشش برای آنهاست، لباسی که پاسداری از حرمت آنها را تضمین میکند.

از دیدگاه من مهم ترین شاخصه حجاب آزادیست. با پوشش حجاب به جای اینکه فقط از زیبایی های ظاهری ام مورد قضاوت قرار گیرم، اندیشه و عقایدم ملاک قرار میگیرند. حجاب به زن مقام و منزلتی میدهد که هر زنی به آن نیاز دارد و او را تا مرتبه ای بالا میبرد که صرفا به خاطر نقشی که در جامعه دارد مورد احترام قرار میگیرد، مادر، دختر، خواهر، دکتر، معلم، تاجر و… لیستی بی انتها از نقشهایی که یک زن میتواند در جامعه ایفا کند.

زن در حجاب به خاطر مهارتها، توانایی و ذکاوتش تحسین میشود نه به خاطر برجستگی های بدنش.
البته من همیشه اینطور فکر نمیکردم و چنین احساس و عقیده ای به حجاب نداشتم. قبل از اینکه اسلام را بپذیرم، تابلویی که رسانه ها از حجاب ترسیم میکنند مقابل چشمان من بود و آن را به عنوان شکلی از سلطه مرد و زنان منزوی در ذهن داشتم. من از یک خانواده کاتولیک بودم و پدری مذهبی داشتم که نوع لباس پوشیدن من را مناسب میدید، با این حال معنی حجاب را نمیفهمیدم.

اولین روز من با حجاب

منطق حجاب من

15 ساله بودم که اسلام را پذیرفتم. من همه چیز رو در مورد شیوه جدید زندگی ام دوست داشتم جز این مطلب که اسلام از من میخواست تا خودم را بپوشانم و حجاب داشته باشم. من دلیل نیاز به حجاب را درک نمیکردم و به خودم میگفتم: نه، حجاب شامل حال من نمی شود. تا اینکه روزی به این آیه در قرآن برخوردم:
ای پیامبر به همسران و دخترانت وزنان مومنان بگو جلباب ها(روسری های بلند)ی خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرارنگیرند بهتر است، خداوند همواره آمرزنده رحیم است.
خداوند تعالی مستبدانه و با تحکم فرمان نمیدهد. او فقط امر نمی کند که “حجاب داشته باشید” بلکه با منطق به ما فرمان میدهد. او در این آیه هم امر به حجاب میکند و هم دو دلیل برای آن ذکر می کند:
1-حجاب داشته باشید تا به عنوان زنان پرهیزکار شناخته شوید.
2-حجاب داشته باشید تا به خاطر جذابیت های فیزیکی بدنتان مورد آزار و اذیت قرار نگیرید.

کلماتی ساده اما قوی. با خواندن این آیه منطق حجاب را درک کردم ولی با جامعه مدرن و ارزشهایش چه کنم؟ با گذشته ام، با تحصیلاتم، شغل آینده ام؟ دوستانم چه خواهند گفت؟

این سوالها و سوالاتی دیگر ماهها آزارم میدادند. قلبم تمایل به پوشیدن حجاب داشت ولی در کمال تاسف عقلم سرپیچی میکرد.
روزی دختری را دیدم، بسیار کوچکتر از خودم که کاملا با حجاب بود. چنان عالی خود را پوشانده بود که گویی از خود وقار و متانت ساطع میکرد. با وجود اینکه با حجاب بود در آن جمعیت، زیباترین فرد به نظر میرسید. با خود گفتم اگر او میتواند، من هم میتوانم. من باید حجاب داشته باشم تا رضایت پروردگارم را به دست آورم.
بدین ترتیب بود که بالاخره مصمم شدم تا حجاب داشته باشم و بله تغییر کاملا محسوس و شگفت انگیز بود. اطمینان دارم که هزاران نفر از خواهران محجبه ام در اقصا نقاط دنیا صحبت هایم را تصدیق خواهند کرد. وقتی شما مجدانه حجاب بر سر میگیرید و بدن خود را میپوشانید، متوجه میشوید که تغییری که احساس میکنید صرفا ظاهری نیست، بلکه بیشتر درونیست. شما دیگر یک خانوم معمولی که بی نام و نشان در خیابان قدم میزند نیستید، بلکه نمونه ای از امت مسلمان هستید. شما سخنگوی اسلام هستید و نماینده ای از سبک زندگی اسلامی.

این مسئولیت، برکت و نعمتی را به آرامی و بی سر و صدا  وارد زندگی شما میکند. آن روز در همان حین که به سمت دانشگاه در خیابان راه میرفتم، متوجه تغییر بزرگی در نگاه مردم شدم. در چشمان همه کسانیکه از کنار من عبور میکردند، احترام خاصی وجود داشت. راننده های اتوبوس با مهربانی با من صحبت میکردند. آقایون جای خودشان را در اتوبوسهای شلوغ به من تعارف میکردند و خانومهایی که نمیشناختمشان به من لبخند میزدند. احساس میکردم که این احترام از مرز دین و ملیت عبور کرده.گویی همه هستی نقب میزد که انسانی دیگر از خالق خود اطاعت کرده و خود را با پوششی زینت داده (آراسته) که خالقش در قرآن برایش سفارش کرده  است. من آن روز در احترام و ابهت این لباس قرار داشتم و آن روز بود که دریافتم این لبای یک لباس معمولی نیست، بلکه لباسی آسمانیست.
سالهای زیادی از آن روز شگفت انگیز میگذرد اما تجربه آن روز برای من همانند هر زنی که حجاب را انتخاب کرده هر روز تکرار میشود.
این لباس برای زن سود چند جانبه ای به همراه میاورد: باعث رضایت خالق هستی میشود، از حیای زن حفاظت میکند و احترام انسانیت را نسبت به زن با حجاب جلب میکند.
او یک معلم تواناست، در کمال افتخار او یک مسلمان است.

مترجم : اکرم صنعتی