دو یار جانی خلاقیت و چارچوب ذهنی رشد یابنده. نویسنده: انسیه جناب

دو یار جانی خلاقیت و چارچوب ذهنی رشد یابنده

کارول دووک طراح  نظریه چارچوب های ذهنی، معتقد است انسان در زمان تولد تمایلی ذاتی برای یادگیری دارد. او بارها شکست را تجربه می کند، بارها زمین می خورد، اما باز بلند شده و به تلاش خود ادامه می دهد پرسش اینجاست که به راستی چه اتفاقی می افتد که انسان با تمایلی ذاتی نسبت به یادگیری، آرام آرام و با افزایش سن به بهانه های مختلف از یادگیری فرار می کند؟ چه می شود که انسان در برخی موقعیت ها با بهانه ای چون دشواری کار، دست از تلاش می کشد؟ پاسخ چنین پرسش هایی از نظر کارول دووک یک چیز است ؛ «چهار چوب ذهنی بسته"
اگر بتوانیم با دو نوع «چارچوب ذهنی بسته» و «چارچوب ذهنی رشد یابنده» آشنا شویم، بهتر می توانیم از کاربردهای این نظریه بهره ببریم. افراد دارای چارچوب ذهنی بسته معتقدند کیفیت های اساسی در ذات انسان مانند هوش و یا دیگرتوانایی ها از آغاز تولد ثابت بوده و در طول عمر تغییری نمی کنند. در نتیجه همین باور نیز انها به کشف استعدادهای خود اهمیت می دهند، اما برنامه ای برای پرورش آن ندارند. برای نمونه آنها از ازمون های هوش و یا کشف استعداد استقبال می کنند، چرا که می پندارند با بالا بردن آگاهی خود در این زمینه می تواند برای آینده برنامه ریزی بهتری داشته و در زندگی موفقیت بیشتری داشته باشند. این گروه از افراد در تبیین موفقیت خود و دیگران اهمیت زیادی برای هوش و استعداد قائل بوده و تلاش فردی از نظر آنها چندان نقش تعیین کننده ای ندارد.    
اما افراد دارای چارچوب ذهنی رشد یابنده، معتقدند کیفیت های اساسی انسان مانند هوش و یا توانایی های دیگر می تواند با تلاش شکوفا شده و پیشرفت کند.
پس با یادگیری و تلاش می توانیم تجربیات جدید کسب کرده و نسبت به مسائل و مشکلات خلاقانه تر عمل کنیم و با راه حل های جدید موانع را پشت سر گذاشته و خواست های خود در جهت پیشبرد اهداف پیش ببریم. از آنجایی که خلاقیت و چارچوب ذهنی رشد یابندهلازم وملزوم یکدیگرند، در ادامه به بررسی این مولفه و راهکارهای ارتقا آن می­پردازیم.

 فراتر از چارچوب ذهنی، خلاقیت

شاید بتوان گفت ذهن افراد به دو شکل ویترینی و زیرزمینی است، در ذهن زیرزمینی فرد خلاقیت کمتری دارد زیرا در تمام شرایط  ایده های دم دستی را به کار می برد اما در ذهن ویترینی فرد به دنبال ایده های ناب و تازه است.
خلاقیت را می توان اینگونه تعریف کرد "توانایی دیدن چیزها به شیوه های جدی، شکستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فکر کردن به شیوه ای متفاوت، ابداع چیزهای جدید، استفاده از چیز های نا مربوط و تبدیل آن به شکل های جدید".

هر چه برای افراد یک جامعه چارچوب و قالب ذهنی تعیین شود میزان خلاقیت در آن کمتر است، خلاقیت؛ شکستن چارچوب های تعیین شده برای ذهن است.

ویژگی های افراد خلاق

  • شیفته تازگی و نو شدن و به دنبال تحریک های ذهنی در جهان واقعی هستند.
  • به اندازه کافی از هوش برخوردارند و میتوانند هوش خود را به نحو مطلوبی تربیت و سازماندهی کنند.
  • توانایی سریع ایجاد تعداد زیادی ایده را دارند.
  • همیشه از یک چارچوب ثابت و خاص پیروی نمیکنند و  به دنبال چارچوب های جدید و هدفمند هستند.
  • به توانایی های خود اعتماد دارند و تصویری واقعی از امکانات و حدود توانمندی‌های خود را در نظر میگیرند.
  • در کسب هدف‌های خود نیازمند رسیدن به موفقیت‌ هستند2.

اتاق فکر، ذهن باز، خلاقیت

خلاقیت و نوآوری از والاترین ویژگی‌های انسان است و میتوان گفت خلاقیت یعنی خلق و ایجاد موقعیت ها  که به ذهن عادی خطور نمی کند و شامل تولید چیزی است که میتواند هم اصیل و هم ارزشمند باشد و هم از فرایندهای خودآگاه و ناخودآگاه انسان نشأت بگیرد . داشتن خلاقیت یک مهارت است که نیاز به ذهن باز دارد . برای خلاق بودن باید در مسیر دنیایی آزاد و مطبوع خود گام بردارید. خوب دیدن، خوب گوش دادن و برررسی شرایط موجود و تمرکز بر ایجاد راهکار، موثر خواهد بود.        
برای افزایش خلاقیت، یک اتاق فکر داشته باشید تا بتوانید ذهن خود را پرورش دهید. فضا را از موسیقی بی کلام پر کنید چون در افزایش خلاقیت تاثیر گذار است. بازی های فکری دسته جمعی، الهام گرفتن از طبیعت پیرامون و مطالعه هدفمند، ورزش های روزانه برای خالی شدن از دغدغه ها و استرس میتواند همیشه ذهن را آماده نگه دارد. در بین مردم بودن ، این حسن را خواهد داشت که نیازهای مخاطب و مردم را می بینید و فرصت تمرین  برای خلق راهکار برای بهبود و توسعه برند و کسب و کار خود دارید. داشتن حس شوخ طبعی و دوری از محیط های ناامید کننده و افسرده، راهگشا خواهد بود.
تجربه، عاملی است که باعث می شود انسان بتواند ایده ‌های خلاقانه ارائه بدهد و ما میتوانیم  با انجام کارهای متنوع و مخاطره انگیز، مسافرت مخصوصاً با شرایط سخت و مصیبت بار و به مکان‌های دور افتاده، تماس‌های شخصی با دیگران به ویژه کودکان، خواندن شرح حال افراد، تماشا کردن تلویزیون، گوش کردن رادیو و ... آن را به دست آوریم.        

خلاقیت؛ شکستن چارچوب های تعیین شده برای ذهن است.

همواره به یاد داشته باشیم خلاقیت یک امر ذاتی نیست بلکه اکتسابی است و به خود ما بستگی دارد تسلیم شویم و درجا بزنیم یا خلاق باشیم و پیشرو .

چارچوب ها جادو نمی کنند، زوایای دید خود را تغییر دهید.

هنگام پرداختن به کارهای پیچیده و بزرگ، گیر کردن در میانه ی راه امری اجتناب ناپذیر است. در چنین مواقعی، بازگشت به سرچشمه های همیشگی خلاقیت و یا شیوه های حل مسئله ای که در گذشته برایتان راهگشا بوده اند وسوسه برانگیز خواهد بود. با این حال، آنچه دیروز نتیجه بخش بوده لزوماً امروز نتیجه بخش نخواهد بود. در واقع با باقی ماندن در برنامه ای همیشگی و تکراری، حل مسئله چندان محتمل نخواهد بود. در عوض، باید از مرکز مشکل خارج شوید و از زوایای مختلف به موضوع نگاه کنید تا بتوانید چشم انداز تازه ای نسبت به آن پیدا کنید.
چهار چارچوب مختلف وجود دارد که از طریق آنها می توانید به موضوع نگاه کنید. این چارچوب ها به شما کمک می کنند از بیرون به موضوع نگاه کنید، بینش تازه ای نسبت به آن کسب کنید و آن را از زوایای تازه مورد بررسی قرار دهید. این چارچوب ها جادو نمی کنند، اما می توانند شما را مجبور کنند شیوه های تازه ای برای فکر کردن به موضوع به کار بگیرید.

فرضیات خود را به چالش بکشید.

هنگام پرداختن به امور پیچیده، خیلی راحت ممکن است گرفتار شیوه های همیشگی تفکر خود شوید، یا به میانبر های ذهنی ای پناه ببرید که مانع می شوند همه چیز را آنطور که هست ببینید. برخی از تفکرات حک شده در ذهن ما ممکن است درست باشند، اما برخی از آنها نیز ممکن است شما را از وصل کردن نقطه هایی که درست پیش روی شما قرار دارند به یکدیگر باز بدارند. وقتی موضوع چالش برانگیزی را مد نظر قرار می دهید از خودتان بپرسید:

  • چه چیزهایی را درست فرض می گیرم؟
  • چه چیزهایی را غلط می دانم؟
  • اگر حقیقت خلاف اینها بود چه کار باید بکنم؟

به مشکلات حل شده رجوع کنید.

شیوه ی با ارزش دیگری که برای جرقه زدن خلاقیت در ذهنتان می توانید به کار بگیرید این است که مشکلاتی موازی که پیش از این موفق به حل کردنشان شده اید را در نظر بگیرید. با ارتباط برقرار کردن میان این موقعیت های به ظاهر بی ارتباط، اغلب مواقع قادر خواهید بود مسیری برای پیشروی پیدا کنید که پیش از این برایتان مشخص نبوده است. برای این کار می توانید از خودتان بپرسید:

  • مشکل مورد نظر چه ویژگی هایی دارد؟
  • کجا مشکل مشابهی به چشمم خورده بود؟
  • چه کسی ممکن است بتواند به راحتی این مشکل را حل کند؟ اگر او بود، چگونه این کار را انجام می داد؟
  • مشکل مورد نظر را به چه چیزی می شود تشبیه کرد؟

خصوصیات مشکل را مورد بررسی قرار دهید.

هر کسی خیلی راحت ممکن است از علل اصلی گیر کردن در یک مشکل غافل شود. با خرد کردن مسئله به بخش های کوچکتر، راحت تر می توانید ذهن خود را حول جوانب مختلف آن متمرکز کنید. برای این کار، باید مسیری که به شما در رسیدن به راه حل کمک می کند را مد نظر قرار دهید. می توانید از خود بپرسید:

  • هسته ی مشکل مورد نظر چیست؟ مسئله ی واضح و بحرانی کدام است؟
  • چگونه می توان این مشکل را ساده کرد؟
  • چگونه می توان از آن مدلی ساخت که به واضح تر دیده شدن آن کمک کند؟

اهداف مورد نظر خود را مجدداً در مرکز توجه قرار دهید.

آخرین چارچوبی که می توانید برای کسب دیدگاهی تازه مورد استفاده قرار دهید این است که تلاش هایتان را مجدداً به اهداف نهایی و مطلوب خود معطوف کنید. وقتی در حل یک مشکل دچار مشکل شده اید و پیشرفتی در کار حاصل نمی شود، به راحتی ممکن است از مسیر اصلی خود منحرف شوید و موفقیت نهایی مد نظرتان را فراموش کنید. برای اینکه هدف خود را دوباره در مرکز توجه قرار دهید، می توانید این سؤال ها را از خودتان بپرسید:

  • از کجا می توانم بفهمم موفق شده ام؟
  • چه اتفاقی باید بیافتد تا بفهمم نتیجه گرفته ام؟
  • چرا این مشکل اهمیت دارد، و اقدامات من چگونه به رسیدن به هدف نهایی ام کمک می کنند؟

یک بار دیگر لازم به یادآوری است که حل خلاقانه ی مسائل راه حلی جادویی ندارد، اما با نگریستن به مشکل از جنبه های مختلف و آزمودن آن با چارچوب های متفاوت می توانید خودتان را در بهترین موقعیت ممکن برای پیدا کردن راه حلی قرار دهید که دیگران احتمالاً از آن غافل می شوند.

انسیه جناب